اینجا چابهار است…
جایی که دریا، یک منظره نیست؛
یک امکان است…
یک مسیر برای ساختن آینده.
بادهای همیشهبهار میوزند
و موجها، هر روز
قصهی رفتن و رسیدن را تکرار میکنند؛
قصهی آدمهایی که از همین ساحل،
مسیرشان را پیدا کردهاند.
در کنار آبهای مکران،
نسلی ایستاده با امید…
اما این امید،
برای به نتیجه رسیدن،
به مسیر و ابزار نیاز دارد.
«دریانورد» از همینجا شروع میشود؛
از دل همین شهر،
از میان همین جوانها.





